|
|
|
|
|
حرفهای ما هنوز ناتمام و تا نگاه میکنی وقت رفتن است باز همان حکایت همیشگی پیش از ان که با خبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود آه. ای دریغ و حسرت همیشگی ناگهان چه قدر زود دیر میشود........ |
||
|
|
|
|
|
برای تو می نویسم..
توایی که نمیدانم کی و کجا خواهمت دید... توایی که خواب نامفهوم شبهای تنهاییم بودی و هر لحظه به خیال رسیدنت صبر کردم و صبر........... و نیم تمام داشته ها و نداشته هایم را برای وجود ندیده و نداشته ات نگه داشتم . امیدوارم در روزهای حضورت پشیمان نباشم از خاطرات رویای با تو بودن و تو صبور باشی و مهربان برای همیشه مث تصویر خیالت در آیینه خیالات من ....... ای خوب من. |
||
|
|
|
|
|
همه چیز برای توست و تو برای همه .
غم هجران این سالها را به فراموش بسپارم ای کاش میشد تا روزهای اخر بودنم یکبار می دیدمت.
|
||
|
|
|
|
|
با اينكه اصلا تو را شايسته شنيدن حرفهايم نميدانم من روزها و ثانيه ها را بدون تو و فكرت گذراندم. بدون داشتن تو هم زندگي وزمان شيرين و گذشتني است. و خيال من اشتباه بود كه فكر ميكردم همه چيز متوقف خواهد شد. و اينطورنبود. ميخواستم همه لحظه هايم را با توتقسيم كنم اما تو چيز ديگري ميخواستي. و نه من براي تو و نه توبراي من آمده بوديم................... |
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
سر آ غاز عشق ........ كسي مي ايد تا آيينه ها را به تبسم وا دارد ومرهمي بر زخم شقايق ها بگذارد. كسي مي ايد تا آ واز مهتاب را به گوش همه فرشتگان برساند.كسي مي ايد تا كاسه هاي نياز ما را از الطاف و مهرباني هاي خويش سرشار كند. اي سوار مشرقي ..... اي مولاي عشق وايمان... توسن كلام را به نام تو زين مي كنم . اسب باد پاي پويه هاي دلم را به سمت آمدن تو مي رانم و مي دانم كه در يك روز دوست داشتني نگاه نافذ تو همه جا را سر سبز خواهد كرد. ميدانم كه مي ايي و دست نوازش بر سر بشر ميكشي . اي مولا سر انگشتان شفا بخش تو سبزينه سراسر دنياست.هر گاه نيم نگاهي به سوي ما روانه كني .روان ما در گلزار طلوع وتجلي از همه پژمردگي ها رهايي مي يابد |
||